قــــــــــــفســـــــــــــ دل ــــــــ

آهای خدا جون خب چرا ؟

کمکم کن

[ جمعه هفتم شهریور 1393 ] [ 16:48 ] [ نیکو خروش ] [ ]

مخاطب خاص

انگار دنیا آن رویش را نشان داده

ابرهای سیاه دارند کنار میروند و زیبایی خیره کننده ی خورشید امید خودی نشان میدهند

امیدوارم

به روزهای آینده

به زمان هایی که تورو در آغوش خواهم گرفت

و نام جادویی تو ورد زبانم میشود

تو مال من میشوی و من این را به همگان خواهم گفت که

عاشـــــــــــــــــــــــقت هستم

[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 ] [ 4:59 ] [ نیکو خروش ] [ ]

حرف دل

امروز بعد یازده سال بابا رو یه ماچ آبدار کردم

وای من به فدای چشمای خوش رنگت

درد و بلات بخوره تو سرم

هنوزم صورتت خشن و مردونس

مثل گذشته ها

مثل دستای خشن و زحمت کشت

یعنی من عاشقتمممممممممممممم

عاشق

هیچ کسو به اندازه ی تو دوس ندارم بابای خوب و جنتل منم

دور مژه های بلندت بگردم

قربونت برم 

هر چی میگذره موهات جو گندمی تر میشه و تورو جذاب تر میکنه

آخ الهی من به فدات

 

[ پنجشنبه هشتم خرداد 1393 ] [ 21:28 ] [ نیکو خروش ] [ ]

پدرم ..

شـــــــــــرمندهـــــ....

[ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ] [ 22:39 ] [ نیکو خروش ] [ ]

پدر جان

ای کاش میدانستی چقدر دلم برای گذشته ی با تو بودن تنگ شده است

متنفرم از لحظه های بی تو بودن 

این روزها هر لحظه آرزوی مرگ دارم

نمیتوانم دقیقه هایی را ببینم که هستی و تورا ندارم 

[ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 ] [ 21:18 ] [ نیکو خروش ] [ ]

تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت
رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 1:21 ] [ نیکو خروش ] [ ]

هرگز حدیث حاضرِ غایب شنیده ای؟

من در میان جمع و دلم جای دیگر است...


سعدی

[ دوشنبه یازدهم فروردین 1393 ] [ 4:45 ] [ نیکو خروش ] [ ]

دلم تنگ است

دلم میسوزد از باغی که میسوزد

نه دیداری

به بیداری

نه دستی از سر یاری

مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری

اردلان سرفراز

[ دوشنبه یازدهم فروردین 1393 ] [ 4:43 ] [ نیکو خروش ] [ ]

ای کاش فردا که از خواب بیدار میشوم ،

زندگی رنگ دیگری باشد به رنگ آرزوهایم...

[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 17:29 ] [ نیکو خروش ] [ ]

امروز تازه فهمیدم اولین بهار آمدنت , اولین زمستان رفتنت شده است



"نیکو خروش"

[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 2:8 ] [ نیکو خروش ] [ ]


مـی‌ خواهـم نباشـم ،
مثـلِ تـو
کـه نیستـی ...




٠ علیرضــا روشـــن ٠

[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 10:3 ] [ نیکو خروش ] [ ]


من کفر نمی گویم
فقط می ترسم !
تو باشی نمی ترسی؟
وقتی اجابت هیچ دعایی را به چشمانت نبینی ؟!

[ یکشنبه بیست و نهم دی 1392 ] [ 21:34 ] [ نیکو خروش ] [ ]

خورشید

آخرین فریادهای کمکش را

بلندتر داد می زند

اما هیچ کس

صدایش را نمی شنود و

در دریا

غرق می شود!

[ یکشنبه بیست و نهم دی 1392 ] [ 21:34 ] [ نیکو خروش ] [ ]


تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست...
 



"هوشنگ ابتهاج"

[ یکشنبه بیست و نهم دی 1392 ] [ 11:47 ] [ نیکو خروش ] [ ]

مادر

سالهاست گوشه ی این اتاق سرد کز کرده ام و ثانیه های نبودنت را میشمارم

سالهاست خنده هایت را پنهانی جمع میکنم برای روزهای نبودنت

سالهاست که گرمی دستانت را زیر بالشتم پنهان کرده ام برای شب های سرد و بارانی ام

سالهاست که قایق های دلتنگی ام را میسازم و به دریای پر تلاطم چشمانم می اندازم

سالهاست که فقط سالها میگذرند


"نیکو خــــــ ـ ـروش"

[ جمعه بیست و دوم آذر 1392 ] [ 22:12 ] [ نیکو خروش ] [ ]


مدت هاست چمدان غرورم را بسته ام

و جای خالی ناگفته هایم را با نوشته های باطله ام پر کرده ام

آماده ام

برای رفتن

اما سالهاست که ایستاده ام

شاید رفته ام و این تنها تصویریست که از خود به یاد دارم


"نیکو خـ ـ ـــــ ــــــــروش"

[ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 ] [ 23:29 ] [ نیکو خروش ] [ ]


دیگر خسته شده ام

از گم شدن پشت این فنجان های تلخ قهوه

از سکوت چاردیواری اتاق

از تاریکی بی نهایت شب ها

از صدای بسته شدن درهای امید

خسته ام

از دیدن کتاب های خاک خورده

از قاب های خالی اتاق

از این همه آدم که حرف های در گوشی دارند با خود

این فقط شوخی است

و یا لااقل تو باور نکن

خستگی پارچه ی سپیدیست که خود بر روی لحظه هایم کشیده ام

شاید سپید بخت شده ام...

اما این منم که با کنایه حرف میزنم


"نیکو خــ ــ ـــروش"

[ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 ] [ 23:15 ] [ نیکو خروش ] [ ]

چهره ات روی آب شناور است

چشمانت

نگاهت

لبخندهایت

قدم هایت

تمام ردپاهایت شناور است

گذشته
از پشت پرده اشک

این گونه دیده می شود.

[ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 ] [ 15:14 ] [ نیکو خروش ] [ ]


و زندگی

آنقدر کوچک شد

تا در چاله ای که بارها از آن پریده بودیم

افتادیم


  {گروس عبدالملکیان}

[ سه شنبه نوزدهم آذر 1392 ] [ 17:31 ] [ نیکو خروش ] [ ]


آنجا كه تو ايستاده‌اي

هميشه پاييز است

هميشه برگ‌ها مي‌ريزند

هميشه بادها

خاك را بلند مي‌كنند و غم را

مي‌نشانند

آنجا كه تو ايستاده‌اي اي من

با تو هستم

آدم ِ تنها

خودش را «تو» خطاب مي‌كند

[ یکشنبه هفدهم آذر 1392 ] [ 14:27 ] [ نیکو خروش ] [ ]


یک سال دیگر هم با همه ی خوبی ها و بدی ها بر ما گذشت

یک سال دیگر هم از عمر ما گذشت

چه میتوان کرد ..

باید به گذشتن ها لبخند زد

لبخندی تلخ مانند سکوتی دندان شکن

لبخندی سرد به سردی این روزها

طلوع لبخندم مبارک...


"نـــــــیــــــــــکو خـــــــ ــ ــــ ــــروش"

[ جمعه یکم آذر 1392 ] [ 13:16 ] [ نیکو خروش ] [ ]


من

از میان همه ی شما

منتظر کسی بودم که نیامد


سید علی صالحی

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 23:34 ] [ نیکو خروش ] [ ]


وقتی عاشورا میشه دلم صحرای کربلا میشه...


"نیکو خروش"

[ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 ] [ 13:4 ] [ نیکو خروش ] [ ]

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید

آمدی و همه ی فرضیه ها ریخت به هم

[ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 ] [ 22:47 ] [ نیکو خروش ] [ ]


تنها به یک دلیل خودم را نمیکشم

اما همان دلیل خودش میکشد مرا

[ دوشنبه ششم آبان 1392 ] [ 18:54 ] [ نیکو خروش ] [ ]

باران میبارد و هیچ چیز به جز دیدن چشمان زیبایت از پشت قاب خیس عینکت مرا به شوق نمی آورد

"نیکو خروش"

[ یکشنبه پنجم آبان 1392 ] [ 20:3 ] [ نیکو خروش ] [ ]

اگر او، برای تو ساخــته شــده.

من، برای تو ویران شده‌ام...!

[ شنبه چهارم آبان 1392 ] [ 23:7 ] [ نیکو خروش ] [ ]

از لیوان‌ها

به لیوان شکسته فکر می‌کنی

از آدمها

به کسی که از دست داده‌ای

به کسی که به دست نیاورده‌ای

همیشه

چیزی که نیست

بهتر است
...
..
.



"علیرضا روشن"

[ پنجشنبه دوم آبان 1392 ] [ 16:13 ] [ نیکو خروش ] [ ]


این منم که گم شده ام

یا توئی که پیدا نمیشوی؟

[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 15:56 ] [ نیکو خروش ] [ ]

در كوچه باد می‌آید
اين،
ابتدايِ ويرانی است...!

[ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 ] [ 10:53 ] [ نیکو خروش ] [ ]